تبلیغات
مَستـــــِ‌ حُبـــــــ - همه بگین غریب حسین...
مَستـــــِ‌ حُبـــــــ
مستی حب تو از مستحب انداخت مرا / ذکر شیرین تو از ورد شب انداخت مرا
دوشنبه 4 آذر 1392 :: نویسنده : مصطفی هاشمی نسب
همیشه آرزو می کردم و می دانستم روزی به کرم ارباب این آرزو محقق می شود ، اما راستش را بخواهید فکر نمی کردم به این زودی ها به آرزویم برسم...

امشب من و مادر گرامی اش مشغول کارهای خود بودیم و او هم نشسته بود گوشه خانه و مشغول امور خودش بود.

امور کودک سه ساله هم که ناگفته معلوم است ؛ بـــــــازی ، بـــــــازی ، بـــــــازی و...

اما از اول محرم بازی های این طفل سه ساله هم فرق کرده است ، یا می نشیند و برای دوستان خیالی اش روضه می خواند ، یا وسط خانه میاندار سینه زن های خیالی اطرافش می شود و یا دم می دهد و از ما که مستمعینش باشیم می خواهد دو دستی سینه بزنیم. بگذریم...

نشسته بود گوشه خانه و به زبان خودش روضه می خواند، روضه ای که این چند روزه از بس شنیده و خوانده کاملا از بر شده و حالا چرا از میان این همه روضه جذب آن شده، به نظرم سری است میان او و اربابش...

به خودم آمدم ، گفتمش : بابا میای برا منم روضه بخونی!

با روی باز و چشمهای گرد شده مخصوص خودش گفت : اگه بیام، شما مثل تو هیئت خودمون گریه می کنی؟


گفتم : آره بابا شما روضه بخون ، منم قول می دم خوب گریه کنم!

چهار زانو نشست روبرویم و شروع کرد چشم در چشم برایم روضه خواندن : "امام حسین(ع) بچه رو گرفت رو دستش، گفت بیاید بهش آب بدین... ، یه هو آدم بدا با تیر گلوشو پاره کردن... همه بگین غریب حسین(ع)، غریب حسین(ع) ..."

جانسوزی روضه شیرخواره امام حسین(ع) با لحن و آوای معصومانه اش دو چندان شده بود، شک ندارم هرکس دیگر هم جای من بود گریه امانش نمی داد.

تا اشکهایم را دید زود دوید دستمال اشکی که از محرم امسال شراکتی شده و اشکهایمان را باهم در آن ذخیره می کنیم آورد و داد دستم...

خلاصه اینکه این همان آرزویی بود که حرفش را اول زدم ؛ "خدا فرزندی به آدم بدهد و شعله محبت اهل بیت(ع) در دلش پا بگیرد. بعد بشود گریه کن و سینه زن سیدالشهدا(ع) و مدام مقابل چشمانت بالا و پایین بپرد و حسین حسین گویان به سر و سینه بزند"

بگذریم که چه آرزوهایی برایش دارم ، برای نوجوانی اش ، جوانی اش و... . فقط خدا کند که هر دویمان مرد آرزوهایمان باشیم.

راستی به قول معروف بد نیست آرزوهایمان را جایی یادداشت کنیم که وقت روا شدنشان یادمان باشد خدا چقدر هوایمان را داشته و ما غافل از همه جا مشغول نق زدن و احیانا ناشکری بوده ایم.

الحمدلله کما هو اهله





نوع مطلب : دل نوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 16 مرداد 1396 04:28
It's amazing in favor of me to have a site, which is valuable in favor
of my know-how. thanks admin
یکشنبه 13 فروردین 1396 14:29
I think this is one of the most significant information for me.
And i'm glad reading your article. But should remark on some general
things, The web site style is perfect, the articles is really
nice : D. Good job, cheers
شنبه 23 آذر 1392 22:35
نوكری اسوده می میرد كه بیند بعد از او
در گدایی از خودش ایل و تبارش بهتر است
شنبه 9 آذر 1392 23:47
عاشقانی کز نسیم دوست جان می پرورند
جمله وقت سوختن چون عود اندر مجمرند
عالم صغری به صورت عالم کبری به اصل
اصغرند از صورت و از راه معنی اکبرند
شنبه 9 آذر 1392 01:43
سلام علیکم
انشاالله علی اصغری بشه
چهارشنبه 6 آذر 1392 23:05
سلام متن قشنگی بود.ایشالا حسینت حسینی تر بشه .تواین روضه ای که گرفتی جای شام هیأت خالی بود.کباب و...
چهارشنبه 6 آذر 1392 11:31
سلام.تسلیت.نذر یادگار کربلا به روزیم.التماس دعا
(پایگاه اشعار آیینی علی رضا خاکساری)
دوشنبه 4 آذر 1392 22:47
سلام و درود بر حسین ویاران باوفایش از محرم 61 تا کنون بخصوص حسین سه ساله که دراین سن کم نوحه سرای آن حضرت شده است ، خداوند برای اسلام ومسلمین و پدر ومادر گرامش حفظش کند انشاءالله
دوشنبه 4 آذر 1392 14:22
حسابی دلمو شكوندی. فدات بشم
دوشنبه 4 آذر 1392 13:57
خدا نگهدارش باشه
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


اشعار و دل نوشته های مصطفی هاشمی نسب

مدیر وبلاگ : مصطفی هاشمی نسب
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی