تبلیغات
مَستـــــِ‌ حُبـــــــ - پشت گوشی که باید تیغ می خورد!
مَستـــــِ‌ حُبـــــــ
مستی حب تو از مستحب انداخت مرا / ذکر شیرین تو از ورد شب انداخت مرا

 اوضاع مناسبی نداشت، سنجش های صحیح (1) این را می گفتند. از یک طرف قند خونش عجیب غریب رفته بود بالا و از طرف دیگر چربی اش. بدنش خواب می رفت و فشارش دائما درحال شل و سفت شدن بود.

نزدیکانش بویژه آنان که به او علاقه داشتند بارها گفته بودند که فلانی مراقب خودت باش ، اوضاعت روبراه نیست ، نکند یکی از این مشکلات کار دستت دهد.

با تذکرات دلسوزان بالاخره به صرافت افتاد که یک جوری خودش را از این وضعیت دربیاورد،  بنده خدا به هزار و یک در هم زد اما انگار آن دری که باید بزند نبود. چند باری هم حالش ناجور شده بود و دور بری هایش می گفتند فقط خدا رحم کرده که از دست نرفته است.

طفلی خانمش که سالها بود با مشکلاتش ساخته و تر و خشکش کرده بود، می گفت : انگار این مرد را خدا یک جور دیگری دوست دارد که نگهش داشته است .

بگذریم، آخر سر اطباء سنتی پیشنهاد کردند برای رفع بیماری ها و بهبود حالش فصد کند، حجامت کند، پشت گوشی تیغ بزند و...

او هم که از خیلی جاها نا امید شده بود رفت و این کارها را کرد و الحمدلله جواب هم گرفت. کمی که خونش تازه شد اوضاعش خیلی بهتر شد .

این خاطره شخصی در 24ساعت گذشته بارها از جلوی چشمان رژه رفته و آنقدر توی ذهنم بوده که چند باری در چرت های بین کار خوابش را هم دیده ام. با خودم گفتم حتما حکمتی در این تجدید مکرر خاطره هست، این بود که به فکر افتادم .

حالا بعد از قدری فکر کردن فکر می کنم فهمیده ام داستان از چه قرار است!

الان ساعت 11:30 شنبه بیست و پنجم خرداد ماه 1392 است، یعنی درست
شنبه پس از انتخابات.

با اتفاقاتی که افتاده همه (کسانی که با آنها سر و کار دارم) گرفتار پدیده شوک شده اند ، انگار کشتی هایشان را آب برده ، البته حق هم دارند .....................................(2)

بنظرم تشابه بسیاری بین وضعیت سیاسی پیش آمده در کشورمان و اوضاع آن بنده خدایی که ذکرش کردم وجود دارد. با خودمان که رو در بایستی نداریم ، حالِ جامعه ما بویژه حالِ سیاسی- اجتماعی اش اصلا خوب نبود. آنچنان همه چیز قر و قاطی شده بود که داشت خطرساز می شد. یک جایش حسابی چرب شده بود و جای دیگرش داشت از خشکی ترک بر می داشت، یکجا آنقدر شیرین شده بود که آدم را می زد و جای دیگر شوری اش بی تابت می کرد و... از فشارش که چیزی نگوئیم بهتر است فقط همین که طبیبان این حوزه هرچقدر دقت می کردند متوجه نمی شدند چند روی چند است .

جامعه ما هم در شرایط کنونی مثل آن بنده خدا و با همه درد و سختی اش نیاز داشت پشت گوشش تیغ بخورد تا این گردش خونِ بیمار که می تواند خطرات زیادی بیافریند و اصل جامعه را با خطر مواجه کند، جایش را بدهد به یک خون تازه ، خونی که این پیکر را زنده کند .

به همین خاطر است که اطباء سنتی و مدرن مشترکا توصیه می کنند که هرچند وقت یکبار آدم نیاز دارد به خون تازه و تا قبل از اینکه کار به دیالیز و این جور چیزها بکشد بهتر است حجامت کند، خون بدهد و... . مقصود همه شان هم آن است که در بالاتر گفتم و باز به جهت تاکیدم بر این مفهوم تکرار می کنم؛ جاری شدن خون تازه در رگ آدمی، چرا که به قول مولانا:

 

"خون چو تازه است بدانید که هست"

حالا این جامعه هم خون تازه می خواهد ، پشت گوشش تیغ خورده ، حجامت شده ، خون داده و حالا منتظر تولید خون تازه است . این وسط هرکس می خواهد رئیس جمهور شود بشود ، می خواهد انتخابات به مرحله دوم بکشد یا نکشد فرقی نمی کند، فقط خدا کند بتواند خون تازه و سالم به این پیکر تزریق کند که اگر نکند زالوها آنقدر تشنه هستند که خون تازه و قدیمی را با هم بمکند!

ضمنا توصیه ای خاضعانه هم دارم به آدم های محترم دور و بری و آن اینکه ؛

صدای جامعه تان را بشنوید تا کار به فریاد نکشیده . ملت نجیب و شریف با این مشارکت گسترده نشان دادند نه تنها از نظام اسلامی خسته نشده اند بلکه با همه مشکلات و کاستی ها محکم پشتش ایستاده اند، اما درباره طرز نگاه شما و نوع اندیشه تان حرفهای جدی و گفتنی بسیاری دارند . خدا کند شما هم گوش شنیدن داشته باشید و پیکر خواب رفته تان بیدار شود!

"اللهم اصلح کل فاسد من امور المسلمین"

 

1 : روی این سنجش صحیح تاکید ویژه دارم . "العاقل یکفیه بالاشاره"

2 : حرفهای جای این نقطه ها دچار سانسور شده اند، البته وضعیت آنقدر حاد نیست که جایشان بوق بگذارم!





نوع مطلب : دل نوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 29 اردیبهشت 1396 12:56
Very great post. I just stumbled upon your weblog and wanted to mention that I've truly
loved browsing your blog posts. After all I will be subscribing to your rss feed
and I hope you write once more very soon!
شنبه 12 فروردین 1396 20:01
Woah! I'm really enjoying the template/theme of this website.

It's simple, yet effective. A lot of times
it's hard to get that "perfect balance" between user friendliness and visual appearance.
I must say you've done a very good job with this. Also, the blog loads extremely fast for
me on Firefox. Excellent Blog!
جمعه 7 تیر 1392 00:07
دستم چرا به گوشه ی دامان نمی رسد
پایم چرا به خیمه جانان نمی رسد

در طول عمر درد زیادی چشیده ام
دردی به تلخیِ غم هجران نمی رسد

ناز طبیب درد دلم را زیاد کرد
اینگونه شد که نسخه درمان نمی رسد

جمعه، سه شنبه، نه، همه وقت آه می کشم
آتش به گرد این دل سوزان نمی رسد

پایان هفته تازه شروع غم من است
این زلف پیج خورده به سامان نمی رسد

شیطان، هوا، هوس، دل آلوده، آه آه
آیا کسی به داد جوانان نمی رسد؟

آقا بیا که بی تو همه خشک و تشنه ایم
ابر کرَم بدون تو باران نمی رسد

در قعر چاه نفس بد اندیش گم شدیم
پیغام ما به سوی تو آسان نمی رسد

ای وای بر کسی که در این آخرالزمان
دستان او به عترت و قرآن نمی رسد

هر کس که خاکسار تو آقا نمی شود
بر تو قسم به قلّه ی ایمان نمی رسد

در بین روزهای پر از برکت خدا
روزی به روز نیمه شعبان نمی رسد

روز ظهور تو همه خوشحال می شوند
امّا فزون علی و فاطمه خوشحال می شوند
جمعه 31 خرداد 1392 19:58
شایذ این ازالطاف خفییه الهی باشد.
دوشنبه 27 خرداد 1392 14:53
خدا لعنتشون كنه.
حالا كه اونا برنده انتخابات شدن میان تو خیابونا و شادی میكنن ولی یادمون نرفته كه همینا بودن سال 88 به قول آقا نذاشتن مردم طعم شیرین مشاركت چهل میلیونی رو بچشن.
حالام كه اون انتخاب شده مهم نیست. مهم اینه كه حالا كه پشت گوش مملكتمون تیغ خورده لااقل بتونه خون تازه تزریق كنه و وضع زندگی مردمو از اینی كه هست بهتر كنه(البته اگه به زالوها میدون نده).
یکشنبه 26 خرداد 1392 12:22
نمیدونم چی بگم حالمم خیلی گرفته است یعنی خستگی تو تنم موند فقط خدا به مردم رحم کنه امیدوارم آقای روحانی بدون هیچ تنشی برای سربلندی کشور کار کنه به هر حال من هم برای نظر اکثریت احترام قائلم و امیدوارم همه خودشون رو سرباز نظام بدونند . از سخن سنجیده شما هم استفاده کردم . به امید سربلندی مردم و نظام مقدس جمهوری اسلامی . یا علی
شنبه 25 خرداد 1392 17:26
چه خونهایی که ریخته شد و چه خون دلهایی که خورده شد....
شنبه 25 خرداد 1392 17:24
تا عمر دارم این ملعون رو نمیبخشم. با اعتقاد مردم بازی کرد و الا الان ۴۰ میلیون گفتمان انقلاب رای داشت.
امام زمان از این خوارترش کنه..
شنبه 25 خرداد 1392 17:13
خون دلی که می خورم از غم حلال من
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


اشعار و دل نوشته های مصطفی هاشمی نسب

مدیر وبلاگ : مصطفی هاشمی نسب
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی