تبلیغات
مَستـــــِ‌ حُبـــــــ - از سر سرسپردگی...
مَستـــــِ‌ حُبـــــــ
مستی حب تو از مستحب انداخت مرا / ذکر شیرین تو از ورد شب انداخت مرا
سه شنبه 14 خرداد 1392 :: نویسنده : مصطفی هاشمی نسب

شاید فکر کنید برای مثل منی که نه از نزدیک دیده امش و نه صدای گرمش زنده به گوشم خورده، سخت است بگویم اگر او نبود چه می شد. اما اینگونه نیست، اصلا اینگونه نیست.

شاید بگوئید مثالش هم خوب نیست، اما بنظرم برای تقریب ذهن اتفاقا خوب هم هست؛

مگر ما نوای مظلومانه حضرت عشق علیه السلام را شنیده ایم که اینگونه پس از قرن ها تا نامش را می شنویم... (1)

برای گفتن و نوشتن از خمینی نیاز نیست حضورش را درک کرده باشی و نیاز نیست دست بر سرت کشیده باشد، همانطور که برای نوشتن از عشق به هیچ کدام از اینها نیاز نداری .

هم نسلی عزیز؛ براستی اگر خمینی نبود خدا وکیلی اصلا معلوم بود ما الان در چه حالی بودیم؟ معلوم بود چه در ذهنمان خطور می کند، معلوم بود دغدغه هایمان چیست؟ و هزار و یک معلوم بود؟ دیگر ...

بنظر من که اگر خمینی نبود شاید نهایتا مثل یک جوان شیک اروپایی فوق دغدغه مان نان و آب بود، یا مثل دیگر جوان استحاله شده همسایه دغدغه مان چگونه فرنگی شدن بود.

آری خمینی آمد تا ما در همه شئون زندگی متحول و متعالی شویم، حتی در نوع دغدغه هایمان.

خمینی آمد تا پس از او هم ما یک ماهتاب داشته باشیم که در دل شب راه پیش رو را برایمان روشن کند. واگر خمینی نیامده بود پس طبیعتا خبری از ماهتاب هم نبود.

برای همین هم هست که ما خدا را همانطوری شکر می کنیم که عشق کرد. او در دعای عرفه خدارا شکر می کند که در زمان دولت کفر به دنیا نیامده و ما هم علاوه بر آن ، خدارا شکر می کنیم که زمانی پا به دنیا نهادیم که پیش از آن خمینیی آمده بود و زمین زیر پایمان را از رجس طاغوت پاک کرده بود.

و این خدا را شکرها یعنی اینکه همه اهالی این سرزمین تا قیام قیامت مدیون خمینی اند.

و آنان که امید بسته اند به از بین بردن طریقت خمینی بدانند، من نسل سومی که جای خود دارم، اگر سیصد نسل دیگر هم در این سرزمین بیایند همه مدیون و سینه چاک و سرسپرده خمینی و ماهتاب پس از اویند، چرا که این دو سینه چاک عشقند.

(اگر پراکنده گویی کردم عذرم را بپذیرید، وسط هزار و یک مشغله، فقط احساس دین بود که وادارم کرد ولو به قدر چند خطی اعلام سرسپردگی کنم)

(1): این چند نقطه را هیچ وقت نه می توان نوشت، نه می توان گفت و نه می توان سرود. فقط باید این چند نقطه را ...





نوع مطلب : دل نوشت، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 16 مرداد 1396 13:43
Hi there, I found your website by means of Google while looking for a similar subject, your website got here up, it appears great.
I've bookmarked it in my google bookmarks.

Hello there, just became aware of your blog via Google, and located that it is really informative.
I'm gonna watch out for brussels. I will be grateful when you continue this in future.
Lots of people might be benefited out of your writing.

Cheers!
دوشنبه 14 فروردین 1396 14:42
Hi my friend! I wish to say that this article is awesome,
nice written and come with almost all vital infos. I would like to look extra posts like
this .
دوشنبه 4 خرداد 1394 07:50
سلام
اگه دنبال یه سایت قوی و پر بازدید برای تبادل لینک میگردی لطفا منو با اسم ( وبلاگ هواداران شهره و مجید خراطها ) لینک کن و بعد خبر بده که خیلللی زود لینک کنم
یکشنبه 19 خرداد 1392 01:50
سلام داداشی. واقعا قلم خوبی داری امیدوارم موفق باشی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ


اشعار و دل نوشته های مصطفی هاشمی نسب

مدیر وبلاگ : مصطفی هاشمی نسب
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی